مژده! هزینه ی چاپ دفتر اول «یاد گل سرخ» تأمین و تضمین شد.

علی اکبر شریفی(رهگذر)

 

چند روز پیش مطلبی با عنوان «فراخوان همیاری، به بهانه باز نشر دیجیتالی دفتر سوم تبر و باغ گل سرخ» در سایتها منتشر شد که بسیاری از خوانندگان عزیز از آن مطلع شدند. اطلاعیه ای که هم اکنون می خوانید، توضیحاتی را درباره ی مطلب مذکور پیشین جهت اطلاع عموم، تقدیم خوانندگان و رهروان رهبرشهید(ره) می نماید.

بعد از انتشار فایل PDF مجموعه خاطرات «یاد گل سرخ»، خدمت گردآورنده محترم و متعهد آن جناب آقای محمداسحاق فیاض رسیدم و از ایشان پرسیدم که چرا به جای انتشار انترنتی، مجموعه را چاپ نکرده است. ایشان در جواب گفت: این کار به دلیل نبود هزینه چاپ، صورت گرفته است و حالا هم چاپ مجموعه دیر نشده است. اگر کسی هزینه ی چاپ را متقبل شود، می تواند به چاپ بسپارد. این حقیر افزون بر قول همکاری پیشین، مجددا تأکید کردم که حتما در این راستا تلاش می کنم.

از آنجایی که پرداخت چنین مبالغی معمولا از توان اقتصادی و مالی یک فرد خارج است، اقدام به نشر فراخوان مذکور کردم. البته این فراخوان بدون اطلاع آقای فیاض انجام شد، زیرا با تکیه به همان صحبت قبلی که عرض شد، لازم و ضروری به نظر نمی آمد تا با ایشان مجددا در این باره صحبت کنم. بدین خاطر بود که پس از انتشار فراخوان جناب آقای فیاض تماس گرفت و گفت: الحمدلله، یک داوطلب خیرخواهی هزینه ی چاپ مجموعه را رسما به عهده ی خویش گرفته است و از این بابت دیگر جای نگرانی و تردید نیست. بنابراین فراخوان دیگر موضوعیت و ضرورتی ندارد. از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدم و خواستم تا این خبر  به اطلاع عموم برسد.

شایسته است که از تمامی عزیزانی که در طی این چند روز تماس گرفتند و اعلام همکاری جدی کردند، تشکر کنم. مبالغی که تا کنون بدین منظور دریافت شده است قرار ذیل است:

1-نعمت الله غفاری سویس:  300000  سه صد هزار تومان.

2- عبدالعظیم ابراهیمی تهران: 150000 صدوپنجاه هزار تومان.

قابل ذکر اینکه الحمدلله، اکنون که هزینه ی چاپ دفتر اول «یادگل سرخ» تأمین و تضمین شده است، مبالغ فوق الذکر به خود کمک کنندگان عزیز به زودی مسترد خواهد شد.

فراخوان همیاری به بهانه بازنشر دیجیتالی دفتر سوم تبر و باغ گل سرخ

علی اکبر شریفی(رهگذر)

       بی هیچ تردید، شاعران به بهترین ودرخشان ترین وجه، مسئولیت خویش را در قبال مراد و مرامشان شهیدمزاری بزرگ(ره) و جنبش عدالتخواهی افغانستان انجام دادند و سنگ تمام گذاشتند. حضور فراقومی، فرامذهبی، فرازبانی، فراجنسیتی و فرامرزی شاعران در مجموعه های تبر و باغ گل سرخ شاهد خلوص شاعرانه و تعهد آگاهانه ی آنان نسبت به شهیدمزاری(ره) و جنبش عدالتخواهی افغانستان است. این موج پایدار و بی نظیر ادبی مایه ی افتخار شعر مقاومت، نشانه ی پویایی و حقانیت جنبش عدالتخواهی و میراث ارزشمند ادبی-تاریخی برای نسلهای آینده ی افغانستان است. در دانشنامه (دائره المعارف) ادب فارسی در این باره چنین آمده است:«مرگ مظلومانه ی مزاری و تبدیل وی به نماد مظلومیت، مقاومت و مبارزه هزاره ها، موج نیرومند پر احساسی را به ستایش او در میان مردم برانگیخت و سرایندگان بسیاری، به ویژه از شیعیان و هزاره ها، اشعاری در ستایش و سوگ او سرودند که برخی از این سروده ها، از ارزش هنری جالب توجهی برخوردارند. سوگسروده هایی که در رثای مزاری گفته شده اند، از جهت حجم و کیفیت، در نوع خود کم نظیر و حتی بی سابقه اند و در تاریخ معاصر و حتی شاید گذشته ی افغانستان در سوگ هیچ شخصیتی، این اندازه شعر سروده نشده است.»[i] این دانشنامه زمانی چنین می نگارد که دفترهای سوم و چهارم هنوز به دست چاپ سپرده نشده بود. اکنون بدون تردید باید گفت که این موج ادبی نه تنها در افغانستان بی نظیر است، بلکه در سراسر قلمرو قندپارسی نیز بی همتاست. تا کنون در سوگ هیچ شخصیت و رهبر سیاسی و جنبش سیاسی-فکری وابسته به او دیده نشده است که به این میزان از سوی شاعران استقبال شده باشد. اگر از قلمرو تاریخی قند پارسی چشم پوشی کنیم، یقینا، در جغرافیای کنونی آن چنین پدیده ای را سراغ نخواهیم داشت. این جریان شورمندانه و شاعرانه از اولین لحظه ی شهادت رهبرشهید جنبش عدالتخواهی افغانستان عبدالعلی مزاری(ره) به وجود آمد و در اولین سالگرد شهادتش، 22حوت 1374ش با عنوان «تبر و باغ گل سرخ» به کوشش شاعر توانا و نام آشنای معاصر کشور محمد شریف سعیدی به چاپ رسید و در اختیار عموم قرارگرفت. دفتر دوم، در دومین سالگرد آن مرشد سفر کرده، به چاپ رسید و به کارنامه شعر مقاومت افغانستان افزوده شد که باز هم توسط گردآورنده دفتر اول به زیور طبع آراسته شد. دفتر سوم، به مناسبت چهاردهمین سالگرد شهادت رهبرشهید به کوشش شاعر متعهد و توانمند سلمانعلی زکی و مشارکت نگارنده در زمستان 1387ش، به انتشار رسید. دفتر چهارم به همت شاعر مخلص و پرتلاش محمود جعفری در 22حوت 1388ش در کابل توفیق چاپ یافت. باید یادآور شد که دفتر چهارم به نام «مرثیه ی آفتاب» منتشر شده است. انتظار می رود که در سالهای بعدی، این مجموعه به نام واقعی خودش یعنی دفتر چهارم «تبر و باغ گل سرخ» از سوی گردآورنده محترم آن تجدید چاپ شود تا این مجموعه همچنان مسلسل ادامه داشته باشد. خدا را سپاس که پس از نشر مکتوب و چاپی دفتر سوم تبر و باغ گل سرخ در سال 1387ش، این بار شاهد نشر دیجیتالی آن هستیم تا از این طریق در اختیار همه ی شیفتگان بابه مزاری(ره) و علاقه مندان شعر مقاومت افغانستان در سراسر دنیا قرار گیرد. نگارنده پس از مصلحت با آقای زکی، تلاش داشت تا این کار زودتر از این فرصت، و در همان روزهای سالگرد رهبرشهید(ره) انجام شود، اما متأسفانه به دلیل مصروفیتها و گرفتاریها به تأخیر افتاد. علاقه مندان می توانند فایل PDF این مجموعه را از سایتهای زیر دریافت کنند:


www.babamazari.com


         www.hapdf.com


       www.urozgan.org


    www.samangan.org


       www.kabul.net.au


      بی گمان مجموعه های تبر و باغ گل سرخ جای پرداختن، کار و فعالیت ادبی و علمی ای بسیار دارد که لازم است مورد توجه جدی قرار بگیرد. این مسئولیت بیشتر متوجه ادیبان، شاعران، صاحبنظران ادبی و آن عزیزانی که رشته تحصیلی و علمی شان زبان و ادبیات دری هست، می باشد. این مجموعه ها افزون بر داشتن مجال بررسی و نقد صناعات و آرایه های ادبی از منابع قابل توجه در تاریخ شناسی نیز به حساب می آید؛ زیرا شعر مقاومت تنها تخیل شاعرانه و تفنن ادبی نیست، بلکه تلاش شده تا وضعیت نابسامان و رویدادهای تلخ گذشته تا حال در جامعه را نیز روایت کند.و اما در این فرصت طرح یک پرسش ضروری به نظر می رسد، هرچند که چندان ربطی به موضوع این نوشته ندارد. آن پرسش این است که آیا به جز شاعران دیگراقشار نیز توانستند در این باب ادای دین کنند یا نه؟ در جواب باید کمی تأمل کرد. این پرسش هیچگاه متوجه عموم مردم نمی شود؛ زیرا آنان تمام هستی شان را در این راه هزینه کردند و چیزی ناتمام نگذاشتند که به عنوان مثال می توان به مراسمهای گسترده و فراگیر سالگردهای آن شهید عزیز در سراسر جهان اشاره کرد. مخاطب اصلی این پرسش اقشار فرهیخته و برجسته ی جامعه هست. باید مشخصا بپرسیم که قلم بدستان، داستان نویسان و هنرمندان ما در این زمینه چه کرده اند؟ تقریبا می توان گفت نویسندگان در این باب متعهدانه قلم زده اند و با تحلیلهای عمیق و دقیق علمی خویش به تبیین، ترویج و معرفی اندیشه های شهید مزاری(ره) و جنبش عدالتخواهی کشور پرداخته اند و از عهده این مسئولیت تا جایی سرافراز برآمده اند، هرچند که کافی نیست. اما داستان نویسان ما انصافا تا کنون در این زمینه کوتاهی کرده اند. بسیار ضروری است که داستان نویسان با توان ادبی خود، شهید مزاری(ره) و جنبش عدالتخواهی را از طریق داستان  به نسلهای حال و آینده معرفی کنند و از این مسئولیت خطیر غافل نمانند، وگرنه فردا دیر خواهد بود. آنانی که به حقانیت و مشروعیت جنبش عدالتخواهی و مقاومت غرب کابل باور دارند و احیانا سنگ وفاداری به این جریان مبارک تاریخی را به سینه می زنند، اگر با وجود تواناییهایی لازم، در این راستا کاری انجام ندهند، برای همیشه مدیون و مسئول خواهند ماند. فعالان وادی هنر موسیقی، سینماگری، نقاشی و ... نیز در قبال شهید مزاری(ره) کارنامه ی برجسته و قابل توجهی ندارند. آیا آنان مسئول نخواهند بود؟ آیا ما آنقدر عرضه نداریم تا دین مان را ادا کنیم؟اگر ما اموال، زن، زندگی و موقعیت خویش را دوست داریم و نمی خواهیم با وارد شدن در این حوزه ها، اندکی موقعیت ما صدمه ببیند، آنانی که شهید شدند و جان شان را قربانی موجودیت،  حیثیت و شرف ما کردند، هیچ تعلق خاطر به این مسایل نداشتند؟ نباید این قدر عافیت طلب باشیم که همه چیز را زیرپا بگذاریم و به کلی از یادها محو کنیم. این عافیت طلبی دوامی نخواهد داشت، که روزگار به هیچ کسی پایدار و وفادار نیست. تنها آنانی برنده ی این میدان هستند که با رشادتها و فداکاریها از خود نام نیک برجای نهادند. نباید از یاد برد که بسیاری از عزیزان صاحب شهرت، مستقیما مدیون و دست پرورده ی شهید مزاری(ره) هستند. ایشان در آن روزگار مجموعه ای از نونهالان را دور هم جمع کرد و مستقیما خود برای آنان برنامه ریزی داشت و از آنان سرکشی می کرد. بعدها از دل همین مجموعه چهره هایی سربرآوردند که در ردیف اصحاب مطرح قلم، ادب و هنر قرارگرفتند.[ii] پس بی جهت نیست وقتی که مورخ متعهد و چیره دست معاصر بصیر احمد دولت آبادی در کتاب «هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت» خود می گوید: مزاری(ره) قلم را بدو داده تا شرح حال مردم بخت برگشته بنگارد. این یک مثال ساده ای بود و گرنه شهیدمزاری(ره) طرحهای بنیادی، فراگیر و بزرگ علمی و فرهنگی برای عموم مردم داشت که بر کسی پوشیده نیست. از جمله فعالیتهایی از این دست، مجتمع آموزش عالی شهید بلخی(ره) بود که شهید مزاری(ره) آن را بنیان نهاد.[iii] این اقدام ارجمند برای اولین باری بود که در جامعه هزاره اتفاق افتاد.بابه مزاری بزرگ(ره) به همان اندازه که در عرصه سیاسی و مقاومت همت داشت در زمینه علمی و فرهنگی نیز دغدغه جدی داشت و همیشه در اندیشه ی پیشرفت در این زمینه بود.[iv] آیا سزاوار نخواهد بود که اندکی از مصلحت سنجیهای شخصی و منافع فردی فاصله بگیریم و از کاری که دراین راه می توانیم انجام بدهیم دریغ نکنیم؟ ابتکار جامع ادبی-هنری ای که امسال از سوی جمعی هواداران رهبرشهید(ره) با عنوان «ستاد گل سرخ»، در کابل و همین طور برگزاری مسابقه ی خوشنویسی با هدف انعکاس اندیشه های بابه مزاری(ره) در کویته انجام شد، بسیار جالب، بدیع و زیبا بود که شایسته است به همه برگزارکنندگان آن آفرین گفت.

ادامه نوشته