و اما فراخوان

این یک فراخوان نیست، بلکه داستان اندوهناکی است که سری بس درازی دارد. خواهش می شود که آن را با حوصله تا پایان بخوانید و پس از آن به تأمل و داوری بنشینید. بعد از شکل گیری جنبش عدالتخواهی و مقاومت غرب کابل، تعداد اندکی از فرهنگیان و قلم بدستانی بودند که توان فکری، علمی و قلمی خویش را در جهت تحلیل علمی و معرفی خواسته ها، اهداف و آرمانهای این جنبش و بازتاب و ثبت حوادث پیرامونی آن از روی احساس مسئولیت وقف کردند. نویسنده و پژوهشگر با سابقه و توانمند آقای محمداسحاق فیاض یکی از این چهره هاست که در داخل و خارج از جهاد قلمی اش در این راه دریغ نورزیده است. ایشان در طی چند سال زحمت و تلاش مجموعه خاطراتی از دوره های مختلف زندگی سیاسی رهبرشهید بابه مزاری(ره) را با عنوان یادگل سرخ در چند جلد فراهم کرد و اینک آماده چاپ است. اما تأسف بدان خاطر که جلد اول این مجموعه خاطرات فوق العاده ارزشمند، به دلیل نداشتن پشتیبانی مالی تا کنون نزدیک به چهار سال است که از چاپ بازمانده است. مقدمه ی بسیار ارزشمندی که دکتر محمدامین احمدی از مفاخر علمی کشور بر این مجموعه خاطرات نگاشته است، خود بیانگر اهمیت این مجموعه هست. جناب آقای فیاض گردآورنده ی محترم، در باره اهمیت و اهداف گردآوری این مجموعه و نیز در اعتراض به سهل انگاری و بی توجهی رهروان رهبر شهید(ره) نسبت به کارهای اساسی در رابطه با معرفی شخصیت، اهداف و آرمانهای رهبرشهید و جنبش و مقاومت عدالتخواهی سه ساله ی غرب کابل چنین می گوید: « در طول این سال ها براساس مصالح سیاسی برای رهبرشهید مراسم ها زیادی در نقاط مختلف جهان گرفته شده است، اما هیچ گاه گام عملی در راستای معرفی رهبرشهید و انتشار اهداف و آرمانها و دغدغه های فکری آن شهید فرزانه کاری نکرده اند و کسانی که در این راه تلاش داشته اند، تنها مانده اند و چون تنها مانده اند کارهای شان را در این راستا نیمه کاره رها کرده اند. اینجانب یکی از کسانی هستم که در طول این سال ها بارها نا امید شده و گردآوری خاطرات و تحولات سه دهه اخیر افغانستان را که بر مردم ما اتفاق افتاده است، رها کرده ام اما بازهم وجدانم راضی نشده و نگرانی از این غفلت بازهم مرا به حرکت و تلاش واداشته است. تا کنون توانسته ام بیش از 300 ساعت مصاحبه از شخصیت ها و افرادی که در تحولات سه دهه اخیر افغانستان، نقش داشتند و نیز از رهبرشهید خاطراتی داشته اند، انجام دهم که صوت آن موجود، زیرا نگرانی من این بود که اگر شخصیت های ذی دخل در تحولات افغانستان در گذر زمان از صحنه خارج شوند، تاریخ خونین سه دهه ی اخیر را چه کسی به نسل های بعدی منتقل خواهد کرد. به همین منظور طرح گرد آوری و تدوین تاریخ سه دهه ی اخیر را با بزرگان زیادی مطرح کردم و در مورد غفلت در این زمینه هشدار دادم، اما آنان باز به دلیل مصالح سیاسی از این طرح استقبال نکردند.»[v]طبق آنچه که آقای فیاض در گزارش انتشار دیجیتالی این مجموعه مفصلا نگاشته است، در آغاز کار و تا لحظه ی انتشار این مجموعه، کسان زیادی قول مساعدت مالی جهت چاپ آن را داده بودند، اما چون دیدند که منافع فردی شان تأمین نمی شوند، مجبور شدند حرفشان را پس بگیرند. چند ماه پیش از انتشار این مجموعه آقای فیاض را دیدم و از ایشان درباره چاپ دفتر اول "یادگل سرخ" پرسیدم. ایشان در جواب گفت که شخصا توان چاپ آن را ندارم و به خاطر وعهده هایی که برخی داده تا حالا در انتظار چاپ مانده است. در جواب گفتم اگر بخواهید، بنده، شما را در این باره کمک خواهم کرد. شاید با بعضی افراد صحبت کنم و موافقت همکاری آنان را بدست بیاورم. حیف است که این گنجینه ی خاطرات همین طور بماند و سرانجام به کلی نابود گردد. ایشان با این پیشنهاد موافقت کرد و در واقع زبان حال ایشان می گفت: باشد، این بار دیده شود که شما چه می کنید. پس از موافقت آقای فیاض، با برخی افراد صحبت کردم و قول نسبی آنان را بدست آوردم، ولی پس از مدتی آنان با پیش آوردن دلایل موجه و ناموجه پای شان را پس کشیدند. پس از انتشار الکترونیکی مجموعه با آقای فیاض صحبت کردم و ایشان همان طور که در گزارش انتشار هم نوشته است گفت: چاره ای نبود و از باب احساس مسئولیت و ترس از نابودی مجموعه مجبور شدم تا به نشر آن از طریق سایت ها اقدام کنم. باز هم در باره ی نشر مکتوب و چاپی آن با ایشان صحبت کردم. در جواب گفت حالا هم دیر نشده است، اگر کسانی باشند که در چاپ این مجموعه هزینه کنند، بیایند مجموعه را به دست چاپ بسپارند و بنده هیچ چشم داشت مالی از ناحیه فروش آن ندارم و تمامی عواید نوبت چاپ اول آن، از آن حامیان مالی باشد. به ایشان امیدواری دادم  و گفتم که انشاءالله این مجموعه دیر یا زود به چاپ خواهد [vi]رسید. این را باید روشن کنم که چاپ مجموعه از سوی حامیان مالی هرگز به معنی کسب امتیاز چاپ برای نوبتهای آتی نخواهد بود. امتیاز چاپ همیشه از آن نویسنده و گردآورنده آن جناب آقای فیاض خواهد بود. حالا شاید کسی بپرسد که جناب نگارنده این داستان چه ربطی به شما دارد؟ جواب این پرسش روشن است. تلاش در این راستا نه تنها به من ربط دارد، بلکه این مسئولیت و وظیفه به دوش همه ی مردم هست. پیشگامی نگارنده از روی احساس مسئولیت و نیز به خاطر قول همکاری قبلی به آقای فیاض بوده است.  به همین خاطر این موضوع را به اطلاع بعضی از دوستان رسانده بودم و مبلغ بسیار اندکی پول هم از سوی آنها به همین منظور دریافت کرده ام. پس از انتشار پی دی اف این مجموعه در سایتها با خودم گفتم پول دوستان را فورا به خودشان برگردانم و دیگر پرونده ی این کار را ببندم. اما دوباره احساس کردم که این کار خود نوعی سهل انگاری، کوتاهی و بی مسئولیتی خواهد بود. همین بود که برای آخرین بار تصمیم به نشر این فراخوان گرفتم. اگر دوستان مدعی پیروی از رهبر شهید(ره) جسارتی از خود نشان دهند و دلی به دریا بزنند، این مجموعه را دو- سه ماه قبل از هفدهمین سالگرد رهبرشهید(ره) چاپ خواهیم کرد و به تمامی نقاط متقاضی توزیع خواهد شد، تا در دسترس شیفتگان واقعی رهبرشهید قرار گیرد. انشاءالله، پس از چاپ شدن مجموعه گزارش مفصلی از کم و کیف حمایتهای مالی در اختیار عموم از طریق سایتها قرار خواهد گرفت. در طی این سالها به خاطر کم کاریها و یا ندانم کاریهای احتمالی برخی، ممکن است اعتماد عمومی نسبت به این گونه کارها از بین رفته  و یا حداقل ضعیف شده باشد. این تذکر جهت جلب اعتماد عمومی لازم بود؛ چنانکه شفافیت سازی آقای فیاض در گزارش انتشار الکترونیکی دفتر اول یاد گل سرخ نیز بدین منظور صورت گرفته است که بسی جای سپاس است. نگارنده تعهد می سپارد که حافظ و مسئول حتی یک «شانزده پولی!» عزیزان خواهد بود. شاهد و ضامن این ادعا اینکه پیش از این، اینجانب و آقای سلمانعلی زکی، دفتر سوم تبر و باغ گل سرخ را با پول شخصی به چاپ رساندیم و سرانجام از چگونگی و فراز و فرودهای مراحل چاپ مجموعه و نیز درباره ی مبالغ اندکی که از سوی برخی ارادتمندان دریافت کرده بودیم، گزارش مفصلی را در سایتهای مختلف و وبلاگ اختصاصی دفتر سوم تبر و باغ گل سرخ به نشر رساندیم که هم اکنون نیز این گزارش، موجود و قابل دسترس است. اگر هزینه ی چاپ این مجموعه در توان نگارنده بود هیچگاه از آن دریغ نمی کرد. این کار در توان یک فرد نیست، بلکه همت جمع را می طلبد که با کمک بسیار اندکی مثلا معادل پنجاه هزار تومانی چند نفر، می تواند به انجام برسد. این کمکها را از شما عزیزانی که این فراخوان را می خوانید و احیانا در کامنتها نظر میدهید و... شروع می کنیم. همگان در صورت تمایل جهت واریز مبالغ کمکی خود می توانند از طریق شماره و وبلاگ ذیل در تماس شوند:


www.babamazary.blogfa.com  و  00989354927269


       روشن است که در این رابطه بدون استثنا برای هیچ کسی الزامی وجود ندارد، بلکه صرفا یک مسئولیت اخلاقی است که به دوش همه گذارده شده است. آری، ما که تا حالا در حق شهید مزاری(ره) کوتاهیهای زیادی کرده ایم،  و گویا این بار نیز باکی نداریم که این بی مسئولیتی را هم به فهرست کارهای انجام نشده ی گذشته بیافزاییم. اما باید اذعان کرد که پیامدهای ناخوشایند این بی مسئولیتهای کنونی، دامنگیر نسلهای آینده ی ما خواهند شد و هزینه هنگفتی را پرداخت خواهند کرد. به هرحال، در صورتی که هزینه ی کافی برای چاپ مجموعه فراهم نشود مبالغ اندک دریافتی که نگارنده از آن سخن گفت به واریزکنندگان آن مسترد خواهد شد. شاید دوستان استدلال کنند که حالا نیازی به چاپ این مجموعه نیست، زیرا از طریق سایتها در اختیار عموم قرار گرفته است. این نظر در قدم اول قابل قبول است ولی اندکی اگر دقت شود می بینیم که منابع دیجیتالی مستقلا هیچگاه اعتبار لازم را نداشته و قابل استناد و ارجاع هم نخواهد بود. اعتبار منابع دیجیتالی وابسته به مکتوب و چاپی بودن آن است. نشر اطلاعات از طریق منابع و رسانه های دیجیتالی برای کوتاه مدت و آگاهی بخشی عمومی بسیار شایسته است، اما برای آیندگان و مراکز علمی بدون پشتوانه ی منبع مکتوب، مطلوب نخواهد بود. تنها چیزی که می توانیم به آیندگان بسپاریم همین منابع مکتوب است و چیز دیگری ماندگارتر، پایدارتر و معتبرتر از منابع مکتوب که بتواند رشته وصل ما به آیندگان باشد وجود ندارد. اگر مرحوم کاتب هزاره(ره) حوادث و فجایع سیاه گذشته را مکتوب نمی کرد ما از گذشته چه می دانستیم؟ آیا اطلاعات منابع شفاهی از یک و دو نسل بیشتر دوام

پی نوشتها:

[i] . انوشه، حسن (سرپرست)، دانشنامه ادب فارسی، جلدسوم، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ2، 1381ش.، ذیل نام مزاری، ص940

[ii] . واعظی، حمزه، زنده تر از تو کسی نیست، بی‌جا: کمیسیون فرهنگی هفته نامه وحدت، چ1، 1378ش.، صص108-109 و 181

[iii] . همان.

[iv] . دولت آبادی، بصیراحمد، هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت، قم: ابتکار دانش، چ1، 1385ش، ص487

[v] . http://urozgan.ir/fa-af/article/1432